تبليغاتX
روزهای بهانه و تشویش

روزهای بهانه و تشویش

ادبیات

امروز سر کلاسه ادبیات منتظر دبیر بودیم که  اون اومد اول یه شعر قشنگ خوند که جالب بود البته باید گفت که جنای آقای آفرین انرژی زیادی دارن چون با اینکه ماهه رمضونه و کلاسه ما هم عصر بود زیاد اینطرف و اون طرف می پرید و با شورو نشاطه خاصی شعر می خوند منم گوش میدادم بالاخره شعر تموم شد یه دیدم دبیر به منو یه کی دیگه از بچه ها (مصیب) داره اشاره میکنه و میگه شما ۲ نفر از شعر خوشتون نمی اد باید تجدید نظر کنید  من که جا خوردم چون اول که من از شعر خوشم میاد اتفاقا از این شعره هم خوشم اومده بود خلاصه دبیر دوباره رو به من کرد و گفت درست میگم ؟ اگه اشتباه میکنم بگوو خوب منم راستشو گفتم ولی مصیب جواب درست حسابی نداد در نهایت دبیر فهمید که در مورد من یه ذره زوود قضاوت کرده با چند بار عذر خواهی اشتباهه خودشو گفت حالا هر جی هم ما میگفتیم خواهش میکنم پیش میاد ولی دست بر دار نبوود هی میگفت که من زوود قضاوت کردم و هر کس یه جور از شعر لذت میبره یه کی با لبخند یه کی با سکوت و گوش دادن یه کی با دقت بیشتر به معنای کلمات و... من فهمیدم که از رو لبخندای من فکر کرده که از شعر خوشم نمی آد .

خلاصه اینم خاطره ی امروز از اولین کلاسه  ادبیات ۳ .

البته باید گفت که دبیر ادبیات از آقای آفرین بهتر پیدا نمی کنی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 مهر1385ساعت 23:9  توسط عرفان  | 

سلام

آخرای فصل خوبه تابستونه و مدارس داره باز میشه دیگه هرچی می تونید تفریح و عشقو حال بکنید که دیگه باید بچسبید به درس  . منم از صمیم قلب آرزو دارم همه تو درساشون موفق شن چون در س از  همه چیز مهم تره پس بچه ها امسال خوب بخونید ولی خرخونی نکنید

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 شهریور1385ساعت 1:53  توسط عرفان  | 

عشق فقط عشق لاتي. پري و زري و عمه فاطي. عرق سگي، آبجو قاطي. حبس ابد بي ملاقاتي. فكر نكني گنده لاتي. بابا ما فقط خاطرخاتيم

رشتيه به دوستش: يه جا بلدم شام ميدن! مشروب ميدن! ترياک ميدن! آخرش هم 30000 تومن ميدن!! دوستش ميگه: کجاست؟!! ميگه: خودم نرفتم زنم رفته بلده

ترکه رو میگیرن میگن پدر سوخته چرا پشت ماشینت نوشتی امام با سالاد میگه از شما بهتر که می نیویسید خدا با ماست

يه روز دل نشست با خودش فکر کرد، گفت از اين به بعد سنگ ميشم، سنگ شد........... رفت ميوون سنگا نشست، اما........... عاشق يه سنگ ديگه شد

 يه فيلسوف ترک ميگه:دايره ي زندگي مثل مستطيلي مي مونه که ۳تا ضلع داره :محبت و عشق

Too Qazvin Seriale Narges Shoroo Mishe... Hame Jam Mishan Migan Bacheha Biayn BEHROOZ Shoroo Shod

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهریور1385ساعت 16:30  توسط عرفان  | 

عشق فقط عشق لاتي. پري و زري و عمه فاطي. عرق سگي، آبجو قاطي. حبس ابد بي ملاقاتي. فكر نكني گنده لاتي. بابا ما فقط خاطرخاتيم

رشتيه به دوستش: يه جا بلدم شام ميدن! مشروب ميدن! ترياک ميدن! آخرش هم 30000 تومن ميدن!! دوستش ميگه: کجاست؟!! ميگه: خودم نرفتم زنم رفته بلده

ترکه رو میگیرن میگن پدر سوخته چرا پشت ماشینت نوشتی امام با سالاد میگه از شما بهتر که می نیویسید خدا با ماست

يه روز دل نشست با خودش فکر کرد، گفت از اين به بعد سنگ ميشم، سنگ شد........... رفت ميوون سنگا نشست، اما........... عاشق يه سنگ ديگه شد

 يه فيلسوف ترک ميگه:دايره ي زندگي مثل مستطيلي مي مونه که ۳تا ضلع داره :محبت و عشق

Too Qazvin Seriale Narges Shoroo Mishe... Hame Jam Mishan Migan Bacheha Biayn BEHROOZ Shoroo Shod

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهریور1385ساعت 16:20  توسط عرفان  | 

عشق فقط عشق لاتي. پري و زري و عمه فاطي. عرق سگي، آبجو قاطي. حبس ابد بي ملاقاتي. فكر نكني گنده لاتي. بابا ما فقط خاطرخاتيم

رشتيه به دوستش: يه جا بلدم شام ميدن! مشروب ميدن! ترياک ميدن! آخرش هم 30000 تومن ميدن!! دوستش ميگه: کجاست؟!! ميگه: خودم نرفتم زنم رفته بلده

ترکه رو میگیرن میگن پدر سوخته چرا پشت ماشینت نوشتی امام با سالاد میگه از شما بهتر که می نیویسید خدا با ماست

يه روز دل نشست با خودش فکر کرد، گفت از اين به بعد سنگ ميشم، سنگ شد........... رفت ميوون سنگا نشست، اما........... عاشق يه سنگ ديگه شد

 يه فيلسوف ترک ميگه:دايره ي زندگي مثل مستطيلي مي مونه که ۳تا ضلع داره :محبت و عشق

Too Qazvin Seriale Narges Shoroo Mishe... Hame Jam Mishan Migan Bacheha Biayn BEHROOZ Shoroo Shod

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهریور1385ساعت 16:19  توسط عرفان  | 

چنتا جک و افه قشنگ

اصغرآقا اواخر عمرش به زنش گفت : خانم جان بعد از رفتن من به من خيانت نکني که استخوانهام تو گور بلرزه ! زنش هم گفت چشم. مدتي بعد مرد به خواب زنش آمد و گفت : تو اون دنيا به من مي گن اصغر ويبره!

يک دعا مي کنم بگين آمين.... خدايا آنکه در تنهاترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشت خواهشي دارم... تو در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نزار

یه روز قزوینیه میره پیشه روان پزشک میگه بیبنم این کودکه دروون که میگن کجاست؟!!!

 

یه روز یه صندلی بووده که هر کی روش مینشسته و دروغ میگفته بادکنک بالا سرش میترکیده . اول اصفهانیه میشینه میگه ما فکر میکنیم آدمای ولخرجی هستیم ! بادکنکه میترکه .بعد رشتیه میشینه می گه ما فکر میکنیم آدمایه با غیرتی هستیم !بادکنک میترکه .بعد آبادانیه میشینه میگه ما فکر میکنیم که همیشه صادقیم ! بادکنک میترکه . در نهایت نوبت به ترکه میرسه میگه ما فکر میکنیم...!بادکنک میترکه.

غضنفر همراه زنش می ره خارج از شهر برای تفریح. خلاصه بین راه غضنفر می گه همین وسط جاده می شینیم. هرچی زنش می گه بریم کنار اون درخته جا بندازیم فایده ای نداره. بعد از مدتی تریلی ای با سرعت به اونها نزدیک می شه . راننده اش ترمز می گیره و محکم می زنه به درخت کنار جاده. غضنفر خوشحال و خندان می گه : خانم جان دیدی گفتم وسط جاده امن تره؟ اگه رفته بودیم کنار اون درخته الان تریلی ما رو له کرده بود

یه ترکه تو یکی از خیابونای تهران به همه ی دخترا چشمک مینداخت هیچ کس محل نمیداد برای چی؟ چون عینک دودی زده بود

پسري بودم که اسم نداشت با دختري آشنا شدم که وجود نداشت به شهري رفتيم که آدم نداشت به رستوراني رفتيم که غذا نداشت با قاشق چنگا لي غذا خورديم که دسته نداشت اون غذا اصلا مزه نداشت ولي سر کار گذاشتن شما خيلي مزه داشت

ابرازه عشقه يه لر به دوست دخترش:از عشقه تو سووزيدم ور جستم و گووزيدم وقتي كه تونه ديدم رفتم بچسم ريدم.

آدما دو دسته هستن.... يه دسته اونايي كه مگس روشون ميشينه كه اينا خيلي آدماي گهي هستن... يه دسته هم اونايي كه مگس روشون نميشينه كه اينا هيچ گهي نيستن

اگه یه شب از خواب پریدیدیدی تو اتاقی هستی که درودیوارش قرمزه و از سقفش خون میچکهمبادا بترسی چون اون لحظه توی قلب منی

اگه خواستي يه نظر هم بده خوشحال ميشيم

 

+ نوشته شده در  شنبه 4 شهریور1385ساعت 1:58  توسط عرفان  | 

بازم جوک

که جلوي دوست دخترش مي گوزه ، ميگه اي بابا بازم اس ام اس فرستادن

تركه با احساسات دوست دخترش بازي مي كنه سه بر صفر شكست مي خوره
 
 تركه داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است... ‌ تركه ميگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي قسم ميخوري؟
 
بچه ي ترکه به باباش ميگه : بابا چرا ما هم مثل بقيه با هواپيما نميريم کانادا؟ ترکه ميگه: خفه شو بچه، شنا کن
 
مي دونين ترکها به 750 گرم چي ميگن؟؟؟؟!!!!مي گن نيم کيلو و نيم
 
تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي دختره گوشي رو ور ميداره. تركه ميگه: ببخشيد غزال خونست؟!‌ باباهه هم شاكي ميشه فحش خوار مادر رو ميكشه به تركه! چند روز بعد دختره تركه رو تو خيابون ميبينه،‌ ميگه: ‌بابا چرا ضايع بازي  در مياري؟!  وقتي بابام ور ميداره، ‌يه چيزِ بي‌ربط سر هم كن بگو. ترکه هم ميگه ‌باشه . دفعه بعد كه زنگ ميزنه، باز باباهه گوشي رو ور ميداره.‌ تركه هول ميشه، ميگه: ببخشيد اونجا ميدون انقلابه؟! يارو ميگه: آره چي كار داشتي؟!  ميگه: ببخشيد، غزال خانم هستن؟!

ترکه رو مي خواستند اعدام کنند ازش مي پرسند اقا اخره عمرته حرفي چيزي نداري طرف ميگه نه شروع مي کنند مي بندنش به جرثقيل وقتي مي برنش بالا دست و پا مي زنه به اينکه حرف دارم ميارنش پايين ازش مي پرسند چي شده بابا تو که گفتي حرف نداري برگشت به دوستش گفت محسن خونتون از اينجا معلومه

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 2:5  توسط عرفان  | 

   خنده بر هر درد بی درمان دواست   

یه روز ترکه تو جبهه بوده یه گودال آب گلالود میبینه پیش خودش میگه کودوم احمقی می پره تو این گودال که اونو کندن بعد وییییژ صدای صوت خمپاره میاد ..اونم خودشو سریع میندازه تو اون گودال ولی هرچی گوش میده میبینه صدای انفجار نمی آد ... یه لحظه بعد دوباره وییییژ صدا میاد اونم خودشو مثل دفعه قبل میندازه تو گودال میبینه بازم صدای انفجار ن آومد میاد بیرون ... بار سوم هم به همین ترتیب پیش میره  دیگه طاقت نمی آره میره ببینه چه خبره تا میرسه در چادر فرمانده میبینه فرمانده ویییژژ و ویییژ داره آب هویج میگیره...!!!

پسر لري با دختر تهراني ازدواج مي کنه فاميلاي عروس تو جشن عروسي مي خونن سبد سبد گل ياس عروس ما چه زيباست فاميلاي دوماد مي خونن گوني گوني پشگل عباسعلي خوشگل.

يه روز آشغالی مياد دم درخونه ترکه ميگه آقا آشغال داريد؟ ترکه داد ميزنه تو خونه خانم آشگال داريم؟ زنش ميگه آره آره داريم....!!!! ترکه ميگه آره داريم، نميخايم!

ترکه از يه نفر غريبه مي پرسه: ببخشين آقا من شرمندم، روم به ديوار، گلاب به روتون، گل به روتون، من بميرم که اين سؤالو مي پرسم ... طرف مي گه اشکالي نداره بابا، بپرس؟ ترکه مي گه: ببخشيد، اسمتون چيه؟ طرف عصباني مي شه و مي گه: والا اين جور که شما مي گين: گه !!!!

ترکه خوش تیپ میکنه یه دختره می بیندش بهش میگه : بخورمت ترکه بهش میگه: این گه خوریا به تو نیومده

ترکه میره جبهه فرداش بر میگرده میگن چرا برگشتی؟ میگه پدر سوخته ها به قصد کشت تفنگ بازی میکردن.

اگر اسکلت از بالای دیوار بپرد پایین چه می شود ؟ هیچ وقت این کار را نمیکند چون جیگر ندارد!

يه روز يه بنده خداي کردي رو مي‌برن جهنم فرداش مي‌بينن هيچکس اونجا نيست. تحقيق که مي‌کنن مي‌فهمن کرده همرو قاچاقي برده بهشت!

یه روز بن لادن رو می برن جهنم فرداش میبینن هیچکس اونجا نیست تحقیق میکنن میبینن که بن لادن بمب گزاری کرده همه شهید شدن بردنشون بهشت.

                                              نظر هم بدین 

+ نوشته شده در  جمعه 27 مرداد1385ساعت 2:12  توسط عرفان  | 

چنتا جک هم خوبه تو وبلاگ باشه

يک ترک و يک فارس با هم صحبت مي کردند ترکه به فارسه ميگه تو چرا ترکي بلد نيستي فارسه ميگه آخه من حضرت سليمان  نيستم زبون حیوانات رو بلد باشم

 

به تركه ميگن نقاشي غم انگيز بكش بربري سوخته ميكشه

 

به رشتیه میگن اعضای خونوادتو نام ببر: میگه:امرسان.موبایل.سوپرا.صایران.آمریکا. میگن چه ربتی داره؟میگه :امرسان عیال بندست که زیبا جادار...موبایل دختر بزرگمه که هیچ وقت در دسترس نیست...صایران هم اسم دختر کوچیکمه که هر روز بهتر از دیروز...وسوپرا هم که اسمه پسرمه که محصول مشترکه...منم آمریکام که هیچ قلتی نمی تونم بکنم

 

یه ترکه میره بالای پل عابر پیاده میگه خب من خر من نفهم  مگه شما اينجا رودخونه ميبينيد كه پل زديد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 مرداد1385ساعت 1:15  توسط عرفان  | 

پدر

روز پدر رو به تموم پدرهای زحمت کش مخصوصا پدر خودم تبریک میکم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 مرداد1385ساعت 16:5  توسط عرفان  |